۱۳۸۸ آذر ۲۶, پنجشنبه

صدا و سیما و ...

بو های بدی می آید از عملکرد صدا و سیما...
شده مانند مرده ای که هر از چند گاهی به مناسبت برخی اعمالش کفنش پاره می شود!
تازه 20:30 یادش افتاد که شعار نه غزه نه لبنان و چند شعار دیگر را پخش کند تا نشان دهد که جبش سبز وابسته به اسرائیل است و چنین و چنان.
در وبلاگم مطلبی هست با عنوان یتبعون احسنه که استدلال کرده ام این شعارها نیز چون تمام شعار های این جنش نبوغی درونش دارد و حتی می توان آنرا در چارچوب جمهوری اسلامی دانست و با استدلال کوچکی می توان بهانه های بنی اسرائیلی را از پیروان سامری گرفت...
اما هدف صدا و سیما از پخش مجدد و این حجم تبلیغات مجدد چیست؟ به نظر می رسد موجی از ارعاب و تهدید برنامه کودتاچیان است تا محرم را نسبتا کم هزینه کنند برای خودشان.
جالب اینجاست که آقایی که از لشگر کشی خیابانی مخالفانش را منع می نمود متوسل به همین حربه گشته تا شاید بتواند از موج ایجاد شده برای دفع خطر محرم استفاده کند.
اگر پاره شدن عکس خمینی می تواند مجوزی باشد برای راهپیمایی و لشگر کشی خیابانی سبز ها هزاران بهانه دارند که این حق را برایشان ایجاد می کند که در خیابانها باشند از جمله همین توهین به عکس خمینی که خود کردند و خود می گریند...

۱۳۸۸ آذر ۲۵, چهارشنبه

ما برنده ایم

مسعود بهنود در وبلاگش مطلبی منتشر کرده بود با عنوان از بازی لذت ببر و گفته بود از ترس برد یا باخت بگذریم و از بازی لذت ببریم.
کمی تا قسمتی موافقم اما راستی چند چندیم؟
حدود 72 شهید داده ایم، بسیاری از عزیزترین ها را از ما اسیر کردند، و سر بلندترین جوانان این سرزمین را مورد آزار و اذیت جنسی و روحی قرار دادند، و قبل از همه اینها رای مان را دزدیدند.
اما برای چه رای من و تو را دزدیدند؟ مگر آقای موسوی و کروبی چه می خواستند بکنند؟
راستش این دو را دوست دارم و به اندازه مبارزان آزادی خواه سرزمینم آنها را دوست دارم اما دلیل دیگری داشت دزدیده شدن رای من و تو، دلیلی مهمتر از تفاوت یک دیکتاتور کوتوله مطیع با یک انسان هنرمند و آزاده دارای اندیشه و تفکر...
دلیلش را در روزهای قبل از انتخابات باید جست همان زمانی که زیباترین تعبیرش این بود که ما مهمانی هایمان و مهربانی هایمان را از خانه آورده بودیم به خیابان.
شاید درست ترین سوال این باشد که چه چیزی را از ما می خواستند بدزدند؟
می خواهید بدانید چه را از ما دزدیدند یکبار نماهنگ « سر اومد زمستون » موج سوم را ببینید. آری همه این هزینه را کردند که امید را از ما بدزدند، امید آزادی، سر افرازی، امید تحقق حداقل خواسته ها را، امید شاد بودن را، عده ای زر اندوز نو کیسه بنام سر سپردگی به انسانی که از آسمان فرو افتاده خواستند و می خواهند از ما بدزدند امید مان را.

اما به تا امروز مغلوب این جنگند چون هر چه را از ما بگیرند، ندا هایمان را بکشند و سهرابهایمان را پهلو بدرند و روح الامینی هایمان را بی جان تحویلمان بدهند، چادر سر شجاعانمان کنند و از سخنورانمان به هزار حیلت و عذاب ندامتنامه بگیرند، درب خانه هایمان دژخیمانشان را بگمارند و دهان همه مردم این سر زمین را بدوزند
- باز ملت با هوش ایران بر هر نیرنگ شان و سحرشان تدبیری خواهند کرد که خود سرگردان بمانند چنان که هر چه کردند جز خسران بر اعمالشان نیفزوده...
- و باز امید در چشمان سبزها خواهد درخشید
امروز پیروزی با ما و حق ماست چرا که امید در سینه های این ملت جوانه های سبزی است که هر روز تنومند تر می گردد...
امروز همه دیوار ها و تابو ها فرو ریخته و صداها بلند و آشکار شنیده می شوند و ایمان دارد این نسل نو خواسته متفکر که پیروز است چرا که حریف نه فکر نو دارد و نه سلاح دیگر هر چه را داشته آزموده، دیگر نه ابزار تهدیدی مانده نه تدبیری ( حتی سناریو آتش زدن امام این کوته فکران نیز جز رسوایی چیزی نداشت که در کوی و برزن همه می گویند کار خودشان است...) خنده ات می گیرد از تهدید برخورد قاطعانه شان که دهان به دهان مردم می پرسند: دیگر چه برخوردی ماند که با این ملت نکردید؟

امید در این ملت به سرعت دروازه های آزادی را در می نوردد و شمارش معکوس برای به فضا فرستاده شدن کوتوله ای که از آسمان افتاد آغاز شده است.

۱۳۸۸ آذر ۲۲, یکشنبه

این بود بی طرفی و عدالت؟؟!!

به نظر می رسد روند مبارزه هوشیارانه ملت آقایان را وادار به عملی انتحاری نموده است. سخنان امروز رهبر و استفاده از واژه «برادران سابق» و مسئول دانستن آنان در مورد آتش زدن تصویر امام خمینی بیشتر شبیه نماز جمعه ای است که در آن خامنه ای مسئولیت خونهای ریخته شده را بر عهده مخالفان دانست، به نظر می رسد این بار هدف ترساندن مخالفان و جلوگیری از ریزش نیروها در جبهه کودتا است.
در حالی که نزدیک شدن دهه محرم و برخاستن بانگ یا حسین ، میرحسین سیاه پوشان حسینی در روزهای آینده وحشت روز افزون کودتاچیان را دامن زده است، این اقدام آخرین تیر در ترکش کودتاچیان برای دستگیری عده دیگری از معترضان و احتمالا سران جنبش سبز است.
این روزها جنبش سبز باید با نشان دادن هشیاری و بودن در صحنه ضمن خنثی سازی این فتنه باید از فرصت استفاده نموده و این بازی را به نفع خود خاتمه دهند.
در خواست از بیت امام برای حمایت از سران جنبش سبز می تواند ضمن گرفتن فرصت از کودتاچیان وضعیت را کاملا به نفع مردم نماید.
به نظر می رسد رهبری ایران این روزها بی طرفی نسبت به جریانها و اشخاص را لازم نمی بیند و خطاب برادران سابق به سران جنبش اشاره داشته و عملا خود را در مقابل حرکت مردم قرار می دهد.
حمایت بی رویه رهبری از آقای احمدی نژاد این روزها آیا عادلانه است؟ سوالی است که مردم معترض به آن پاسخ خواهند داد...

۱۳۸۸ آذر ۲۱, شنبه

خشم مقدس یا فرمان سرکوب دیگر

هنوز به خاطر دارم تحریک احساسات مردم و اعلام غیر مستقیم فرمان سرکوب در اولین جمعه پس از انتخابات چه به سر جوانان این سرزمن آورد..
این بار صدا و سیما دست به کار شده تا با هزینه کمتری برای ولایت همان نقش را بازی کند. در حالی که سکوت رسانه ولایت در قبال فجایع پس از انتخابات تامل بر انگیز بود و این رسانه در مورد تصاویر ضرب و شتم مردم و بخصوص دختران جوان و اتفاقاتی همچون کهریزک و حمله به کوی و تصاویر آن سکوت کرد و تناسب این اتفاقات با راه امام را برای ملت ایران روشن نفرمود به ناگهان تصویری را پخش می نماید که در آن عکس خمینی آـش زده شده است...
سوال اینجاست که وقتی خانواده امام توسط دوستان مورد حمله واقع شدند ، وقتی اظهار نظر سید حسن خمینی در مورد عدم دخالت نظامیان در سیاست مورد حمله جمعی از سرداران رشید ولایت قرار گرفت و لپهای گل انداخته سید حسن نیز به نوشته های رجبی الهام راه یافت این رسانه خواب بود؟
جالب اینجاست که سید حسن خمینی و موسسه نشر آثار امام توسط سید احمد خاتمی مورد نکوهش قرار می گیرند که چرا به صدا و سیما اعتراض می کنند؟
حال متولی خود از اقدام صدا و سیما شکایت دارد و احتمالا خانواده امام نیز سعی خواهد کرد از استفاده از این تصویر برای سرکوب جلوگیری کند و تنها بر آیند این ماجرا با توجه به هوشیاری جنبش سبز این خواهد بود که از این به بعد کودتا گران مجبورند مردمی را که تصویر امام را در دست دارن کتک بزنند..
جمهوری اسلامی نمازگزاران رادر نماز جمعه نیز مورد حمله قرار داد تا ریزش شدید نیروهایش سرعت بیشتری بگیرد...
آنچه اهمیت دارد هشیاری و عمل به موقع در یک هفته اخیر است چرا که بار دیگر ولایت قصد بازی با آتش را دارد و این بار با دستان عزت....

۱۳۸۸ آذر ۲۰, جمعه

سبز می شود همه جا به آمدن بهار

آقای اژه ای از آنهایی که اسمش در سال 67 همراه است با تشخیص زنده ماندن یا اعدام جوانان ایرانی، خبر از برخورد بی اغماض پس از 16 آذر با معترضین را می دهد و از تاکیدش به دادستان تهران می گوید و کسی اجازه ندارد بپرسد برخورد با اغماضتان شد مرگ ندا ها و سهراب ها و محسن روح الامینی ها و تجاوز و قتل در کهریزک؛ دیگر حق طلبان این سرزمین را از چه می ترسانید...
بخشی از ارتش برای همراهی ملت بیانیه می دهد و برای مجید توکلی کمپین می گذارند سبز های ایران...

سر بلند از 16 آذر حق طلبی به سوی محرم گام بر می دارد...

تصاویری از به آتش کشیدن عکس رهبر پیشین ایران از صدا و سیما پخش می شود و کودتاگران سعی دارند از آن ابزار سرکوب بسازند اما نقشه از پیش ناکام است چرا که این قوم کودتا اولین کسانی هستند که به متولی توهین کرده اند (خانواده خمینی) و کسی از خود نمی پرسد پس تصاویر زدن مردم و دخترکان توسط بسیجیان شجاع و ماموران رشید نیروی انتظامی چرا به صدا و سیما راه پیدا نمی کند...

سردرگمی به جان کودتاگران افتاده روز قبل صحبت از گل دادن بود، روز دانشجو باتوم و گاز اشک آور دادند، بعد تهدید کردند...
سبزی دانشگاههای سرتاسر ایران خبر از آمدن بهار می دهد و جنبش سبز گام برداشتن را رها می کند تا دویدن برای بهار را آغاز کند...

۱۳۸۸ آذر ۱۸, چهارشنبه

برای مجید توکلی عزیز...

باورم نمی شد اما هر چه بگویی از این ذوب شدگان در ولایت بر می آید...
نی دانم چه کسی به آنها این حق را می دهد که برای ریختن آبروی کسی چنین نا جوانمردانه عمل کنند، تصاویر یک مرد با چادر ...
اما برادر بزرگوارم این شب چرگان خصم خورشیدند و نمی توانند چیزی از درخشش آفتاب بکاهند...
و خداوند مکر کسانی را که نه دین دارند و نه آزادگی به خودشان بر می گرداند. امروز تو قهرمان ملتی شده ای؛ چه این لباس را خود بر تن کرده باشی برای گریز از جلادان، چه جلادان آن را بر تن تو کرده باشند...
امروز تو در قلب زنان و مردان این دیار سبز جاودانه شده ای و چه عبث می پندارند که قدرت پایدار است در تاریکی شان.
برادرم می دانم که شدید ترین شکنجه ها بر تو روا خواهد شد تا بگویی آنچه آنان می خواهند، بگو برادر تو هم اعتراف کن که مردم زیرکی و رندی یک مبارز را این روزها پسندیده تر دارند و نمی پسندند که تو زجر بکشی یا خدای نخواسته بر تو آن رود که بر جوانان ضحاک برده سرزمینم...
خوش به حالت جاودانه شده ای برادر ...
و چنان بزرگ گشته ای که در مقابلت سر تعظیم فرود می آورد شجاعت...

۱۳۸۸ آذر ۱۷, سه‌شنبه

روز بعد از دانشجو

هرگز خوابش را هم نمی دیدم که در روزگار کودتا و اختناق زندگی کنم. هرگز تصورش را نمی کردم که هر روز باید هراس جان دوستانم را داشته باشم...
امروز 17 آذر عده از ارازل و اوباش به دانشکده فنی دانشگاه تهران حمله کرده اند با گاز اشک آور و باتوم!!!!
تصورش را نمی کردم که چنین گستاخ شوند تفاله های گوش به فرمان 18 تیر سالیان گذشته...
آری به همت رییس دولت کودتا روزگار جولان نا اهلان و نامحرمان است...
دیروز رهنورد را مورد حمله قرار داده اند ( نمی دانم مراجع عظام چیزی از روضه فاطمه را شنیده اند و یادشان هست؟) امروز راه را بر موسوی بسته اند...
توطئه کشورهای خارجی در 6 ماه رسیدگی شد اما این تفاله های گوش به فرمان همچنان می تازند...
سخت است زیستن در روزگار کودتا...
خبرهای هولناک هر روز قلبمان را به درد می آورد، دانشگاه همدان، دانشگاه شهید بهشتی
و دیکتاتور کوتوله ای که با قدرتش تنفر مردم را می خرد...